عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
510
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
خداى تعالى فرمود ( ذات اقدس خداوند تعالى را چنان كه بايد و شايد ) شناورى زيركيها ادراكش ننمايند و دورى عقلها و همّتها بوى رسيدن نتوانند . 53 غرّ جهول أمله ففاته حسن عمله : آنكه آرزوى خويش را ندانست فريب خورد و حسن عملش را از دست داد . 54 غطاء العيوب العقل : عقل و خرد پرده پوش عيوب است . 55 غرور الأمل ينفد المهل و يدنى الأجل : فريب آرزومند دوران زندگانى را تمام مىكند و اجل را نزديك مى سازد . 56 غضب الملوك رسول الموت : خشم پادشاهان پيك مرگ است . 57 غطاء المساوى الصّمت : خاموشى پردهء زشتيها است . 58 غاض الصّدق فى النّاس و فاض الكذب و استعملت المودّة باللّسان و تشاحنوا بالقلوب : راستى در مردم فرو رفت و نهان شد و دروغ فيضان كرد و جوشيد به زبان اظهار دوستى كردن بين مردمان معمول گرديد در صورتى كه در دلها با هم كين توزى ميكنند ( و اين فرمايش حضرت بعينه شرح حال زمان ما است كه زبانها از عسل شيرين تر و دلها از زهر تلخ تر است ) . 59 غضّوا الأبصار في الحروب فانهّ اربط للجاش و أسكن للقلوب : در جنگ ديدهها را فرو خوابانيد ( و دندانها را سندان دار سر هم بيفشاريد ) كه اين كار دلها را از فرو ريختن نگهدارندهترين و آنها را آرامش دهندهتر است . 60 غطّوا معايبكم بالسّخآء فانهّ ستر للعيوب عيوب خويش را با بخشش بپوشيد زيرا كه آن بخشش پرده پوش عيبها است . 61 غنيمة الأكياس مدارسة الحكمة : بهره و غنيمت زيركان گفت و شنود حكمت و دانش است 62 غارس شجرة الخير تجتينها احلى ثمرة : درخت نيكى را به كار شيرين ترين ميوهها را از آن خواهى چيد . 63 غافص الفرصة عند امكانها فانّك غيره مدركها بعد فوتها : بهنگامى كه دست دهد فرصت را ناگهان بگيرد و غنيمت شمار كه پس از فوت شدن آن را بدست آوردن نتوانى . 64 غالب الشّهوة قبل قوّة ضراوتها فانّها